صفحه ها
دسته
وبــلاگهام در بلاگــفا
لیــنک ویژه دانلود موسـقی
دست نوشته های تنهایی من
لینکهای دوستان
ترفند
دلتنگی من غم تنهایی
قالب های بلاگفا
عکسها
موسقی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 219297
تعداد نوشته ها : 205
تعداد نظرات : 62
Rss
طراح قالب
عیـدتــون مبــآرک
دسته ها : ادب و هنر
دوشنبه سوم 1 1388
 

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گیلان، بنا به ضرورت عملیات مرمت و استحکام بخشی بنای قلعه را در دستور کار خود قرار داده است. با عنایت به شواهد موجود، بنای قلعه از رویش گیاهان هرز و ریشه درختان خودرو، بیشترین صدمه را متحمل می شود؛ به همین منظور گیاه زدایی داخل قلعه و قطع درختانی که برج ها و دیوارها را در معرض خطر جدی قرار می دهند، طی چند مرحله انجام شده، ولیکن با توجه به وسعت زیاد قلعه و شرایط اقلیمی منطقه، این اقدام می باید کماکان ادامه داشته باشد.

 

 

 

کار پژوهش داخل بنا (طی سال های 79، 82، 83)، با جدیت تمام انجام شده، گیاه زدایی و باز کردن مسیر کاوش، قبل از شروع هر فصل پژوهش، ادامه داشته که تاکنون چهار فصل گمانه زنی و پیگردی باستان شناسی، به منظور دستیابی به نکات تازه ای پیرامون سال ساخت بنا، انجام گرفته است و مواد فرهنگی حاصل از این کاوش ها، عبارت اند از: سفال های دست ساز و چرخ ساز (لعابدار و بدون لعاب) که قدمت آنها احتمالاً به دوره صفویه می رسد و چندین نوع کاشی که شامل: کاشی های مثلثی با لعاب یک دست قهوه ای سوخته، کاشی های شش گوش بزرگ به رنگ فیروزه ای و کاشی های تزئینی با لعاب آبی و نقش گل های سفید شاه عباسی که مربوط به دوره صفویه است.

با عنایت به افزایش تدریجی گردشگران، ضرورت داشت تا هر چه سریع تر قسمت میانی قلعه مرمت و امکانات رفاهی مورد نیاز گردشگران فراهم می شد. تأمین آب مورد نیاز از چشمه مجاور و انتقال آن به داخل قلعه از اولین اقدام سازمان است. هم اکنون با ایجاد سرویس های بهداشتی و آب آشامیدنی مشکلی برای گردشگران و همچنین ادامه کار مرمت وجود ندارد. از آنجا که قسمت اعظم قلعه مرمت نشده و ادامه کار می بایست براساس اصول فنی مرمت بناهای تاریخی انجام می پذیرفت، مقدمات کار مستند سازی بنا، با انتخاب مشاور ذی صلاح فراهم و در کار آسیب شناسی، مستند سازی و تهیه نقشه مرمت بنا، با اصول علمی آغاز شده است.

 

 
همچنین با عنایت ویژه کارگروه گردشگری، به اهمیت و جایگاه مهم بنای قلعه رودخان و نقش آن در ایجاد یک قطب بزرگ گردشگری در استان، همزمان با فعالیت های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گیلان، زمینه حضور و سرمایه گذاری بخش خصوصی در پارک جنگلی قلعه رودخان فراهم شده؛ به طوری که پیش طرح ایجاد تأسیسات اقامتی و پذیرایی در محدوده پارک جنگلی قلعه رودخان ارایه شده و در دستور کار کمیته فنی بررسی طرح های گردشگری قرار گرفته است. 
 
نظر به ویژگی های استثنایی بنای قلعه رودخان و طبیعت بسیار زیبا و جذاب آن، و با اقدام هماهنگ سازمان ها و ادارات دولتی نظیر؛ منابع طبیعی، محیط زیست، راه و ترابری، میراث فرهنگی وگردشگری در آینده نزدیک، قلعه رودخان و محیط پیرامون آن، به یکی از قطب های مهم گردشگری کشور، تبدیل خواهد شد.  نظر یادتون نره
دسته ها : علمی - ادب و هنر
سه شنبه بیست و نهم 11 1387

 

 

 

اونی که این جوری بود اون جوری شد

 - یادم هست یک نفر بعد از رمان پر فرو شش، یک کتاب شعر پر فروش هم نوشت. در مقدمه اش نوشته بود" این کتابی است پر از تشبیه ها و استعاره هایی که پرده از اسرار مگو بر می دارند." و توی کتاب نوشته بود:
ماه
کوسه
نقطه ها را بنگر
- یادم هست که یک نفر یک کتاب خریده بود رنگ کراواتش، یک نفر دیگر بهش می خندید. پرسیدم چرا می خندی؟ " گفت: "
عقل ندارد. کراواتش را رنگ کتابش می خرید ساده تر بود که."
- یادم هست یک نفر آمده بود پی " آدم یک دقیقه ای " گفتم نکرد.
- یادم هست یک نفر کتاب هاش را حراج کرد که مبل بخرد، نتوانست.
- یادم هست یک نفر کتاب آشپزی چاپ کرده بود فرو شش خوب نبود. بردندش پیش یک کارشناس. گفت " پس عکس آشپزهاش کو؟"
- یادم هست یک نفر دنبال " کنت مونت کریستو" آمده بود. دادمش، گفت " این نه. اون که من دیدم یه هوا بزرگ تر بود."
- یادم هست یک نفر می خواست کتاب سنگین بخواند " لغت نامه دهخدا " خرید.
- یادم هست یک نفر دیگر می خواست کتاب سنگین بخواند آمده بود پی " هالتر و پرس سینه."
- یادم هست یک نفر آمده بود دنبال کلیات گلستان سعدی.
- یادم هست یک نفر توی مقدمه کتابش نوشته بود که برده بوده کتاب قبلیش را بفروشد، گذاشته بودند توی ترازو.
- یادم
هست یک نفر از کتاب میلیونر شد. قبلش اما میلیاردر بود.
- یادم هست یک نفر آس و پاس بود، از نوشتن و چاپ کردن کتاب " چه گونه میلیونر بشویم" میلیاردر شد.
- یادم هست یک نفر کارگردان بود، پرسید ازم "کتاب دوبله نشده ندارید؟ " بعد که دید نمی فهمم چه می گوید گفت " زبان اصلی منظورمه."
- یادم هست یک نفر کتاب نوشته بود، فروش نمی رفت. می پرسید" دادگاه مادگاه آشنا نداری؟ "
- یادم هست یک نفر می پرسید " این راسته بوک شاپ نداره ؟ همش کتاب فروشیه؟"
- یادم هست یک نفر فقط کتاب جلد سفید می خرید، ما هم جلد سفید می چسباندیم به کتاب ها.
- یادم هست یک نفر آمده بود " کج و کوله در متروی لندن" می خواست، آخر معلوم شد منظورش " گوژپشت نوتردام " بوده.
- یادم هست یک نفر آمده بود یک کتاب خوب اخلاقی می خواست. پرسیدم چه جورکتابی؟ گفت می خوام بدم به دوستم اینقدر برام لنگ نگیره.
- یادم هست یک نفر " سه قطره خون " ساعد هدایتی را می خواست.
- یادم هست یک نفر می پرسید " شما که تو کار کتابی یه راهنمای کن این پسر من می خواد هنرپیشه بشه چی کار کنه. استعدادش هم خوبه ها. چشاش سبز رگه داره."

- یادم هست یک نفر " فریاد زنان در اعماق قرون و اعصار" می خواست ، سه هزار جلد. گفتم " برای چی؟ " گفت " می سوز و نمیشون. سه هزار نفر مثل خودم رو نجات می دم."
- یادم هست یک نفر آمده بود با کشکول و تبرزین و اینجور چیزها کتاب " زن خوب فرمان بر پارسا" می خواست.
- یادم هست یک نفر آمده بود می پرسید " ببخشید، کتاب من امروز چند نسخه فروش رفته؟ "
- یادم هست یک نفر آمده بود کارت اینترنت می خواست گفتم نداریم. گفت " خوب درش رو ببندین دیگه."
- یادم هست یک نفر کتاب آشپزی نوشته بود، خیلی هم پرفروش. این جوری که" مواد لازم: هر چه دوست دارید. دستور پخت: مواد لازم را بریزید توی قابلمه و درش را بگذارید.
- یادم هست یک نفر یک روز که جلوی دانشگاه بزن بزن بود، آمد تو و نفس زنان پرسید " ببخشید آقا! چهار راه بعدی از کدوم طرف می رن ؟" شنیده بود کتک خورها رفته اند چهار راه بعدی.
- یادم هست یک نفر آمده بود و زندگی " این یارو ریشوئه که تو تبلیغ سن ایچ می گه" رو می خواست. یک جلد چه گوارا دادم دستش .
یادم هست یک نفر پرسید " به من بگو چرا" دارید؟ شاگرد تازه کارم گفت " به خودمون مربوطه که چرا داریم."


دسته ها : ادب و هنر
سه شنبه بیست و نهم 11 1387
X